سه‌شنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۴

نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است
خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهای را که هرگز نخوانده بودی
...

۱ نظر:

آر گفت...

و حسرتی برایش مانده، از دنیایی که امکان وجودش را این چنین نازنین در خیال میپرورانم!