با عرض تسليت بيكران خدمت پرسپوليسي هاي ارجمند بابت باخت مفتضحانشون مقابل تيم پر قدرتمون. بعد از يه هفته كسلي و بيحالي تنها چيزي كه يه كم خوشحالم كرد همين بازي بود. چه بده كه من هنوز با وبلاگم صميمي نشدم .و مثل كاغذ توش روون نمينويسم. يه پيشنهاد بدين كه چه طور باش خودموني بشم. فعلا كه جيزي غير از اين يادم نمي ياد
از هم گريختيم
و آن نازنين پياله دلخواه را دريغ
بر خاك ريختيم
جان من و تو تشنه پيوند مهر بود
دردا كه جان تشنه خود را گداختيم
بس دردناك بود جدايي ميان ما
از هم جدا شديم و بدين درد ساختيم
ديدار ما كه آن همه شوق و اميد داشت
اينك نگاه كن كه سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنين كه ميان من و تو بود
دردا كه چون جواني ما پايمال گشت
با آن همه نياز كه من داشتم به تو
پرهيز عاشقانه من ناگزير بود
من بارها به سوي تو بازآمدم ولي
هر بار دير بود
اينك من و تو ايم دو تنهاي بي نصيب
هر يك جدا گرفته ره سرنوشت خويش
سرگشته در كشاكش طوفان روزگار
گم كرده همچو آدم و حوا بهشت خويش