skip to main
|
skip to sidebar
زمزمه هاي يك مورچه
چهارشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۵
....به یاد سالهای پیش....
اتاقم را تکاندم...
دلم را
چشمم را چه کنم
که به حبس ابد غبار نگاهت محکومند؟؟؟؟
**آخیش.از حبس در اومدم. امسال با خیال راحت خانه تکانی می کنم،نه اتاق تکانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
برچسبها
مورچه و دلش
مورچه و همدل
یادآوری مورچگانه، دوستان
بهین دوستان من
جغدرافیل
۲ سال قبل
اولدوزلار
جان من است او
۳ سال قبل
ترسم كه اشك در غم ما پردهدر شود
۸ سال قبل
بهترین ماموت دنیا
۱۲ سال قبل
سمت ِ حیات
۱۷ سال قبل
بايگانی وبلاگ
◄
2009
(1)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2008
(4)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(2)
▼
2007
(13)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(2)
▼
مارس
(1)
....به یاد سالهای پیش.... اتاقم را تکاندم...دلم ر...
◄
فوریهٔ
(2)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2006
(34)
◄
دسامبر
(1)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(5)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(4)
◄
مهٔ
(6)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(3)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
2005
(22)
◄
سپتامبر
(2)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(2)
◄
مهٔ
(3)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(4)
درباره من
ant
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر