یه وقتایی اینقدر از دست همدل حرصم می گیره که حیفم میاد از اسمی که واسش گذاشتم.چرا گاهی اینقدر همدله گاهی اینقدر...گاهی اینقدر...
کاش یه اسمی واسه اینجور مواقعش پیدا کنم.
....
اسمشو می ذارم پونزده.
مث پونزده سالگی که نه حرف خودت منطق داره و نه حرف منطقی از کسی می شنوی...
اصلا هم مهربون نیستی و فقط دلت می خواد هر کی که گفت بالا چشمت ابرو هست یا نیست، بزنی اعلامیه اش کنی...
آره خلاصه همدل ما هم این روزا خیلی پونزدهه!
کی بشه که دوباره همون همدل قدیمی بشه؟؟؟؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر